فرش،اتاق فکر فرش،مقاله و...( هرگونه کپی برداری بدون ذکر نویسنده  و نام وبلاگ پیگردقانونی دارد . درهرجا و هر زمان)

شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 27 اسفند 1389 ساعت 00:46


نمادها


نمادها مجموعه بسیار گسترده‌ای را زیر پوشش دارند . از ساده‌ترین و ابتدایی‌ترین آنها شروع می‌کنیم و به پیچیده‌ترین و عمیق‌ترین آنها می‌رسیم . این نمادها ، بخصوص در قالی‌هایی که دارای نقوش منظم هستند ،‌ بسیار زیادند . از بین نمادهای ساده ، نمادهایی را داریم که ملهم از زندگی ایلیاتی هستند و از یک یا چندین قسمت ، که با هم ترکیب یافته‌اند ، تشکیل شده‌اند . ترکمن‌ها آنها را «تمغا» و فارس‌ها آنها را «نشان» می‌نامند . این نمادها عمدتاً برای نشان‌دار کردن اشیاء و حیوانی که به کوچ نشینان تعلق داشته ، به کار می‌رفته‌اند .

این نمادها غالباً به صورت درهم و برهم روی سطح قالی‌ها و بخصوص در روی قالی‌های قفقازی ، که از نظم غیر قابل انعطافی که کلاً نقش قالی مشرق زمین گرفتار آن است ،‌ دور مانده‌اند ، پراکنده می‌باشند . از بین متداولترین نمادها ، مردم شناسان از نمادهای زیر نام می‌برند : چوب دو شاخه (باکور bakour) ، مربعی که یک طرف آن باز است (باب یا در) نوک یک تیر (افی هیگ afihig) یا «ساق‌ها» ، «تسین-تا-مانی Tsin-ta-mani» یا نقش «با تندر و با آذرخش» (دو خط زیگزاک موازی که سه گلوله کوچک به صورت مثلث قرار گرفته‌اند ، در روی آنها قرار دارد و این نمادها را غالباً در روی قالی‌های قدیمی ایرانی و ترکی پیدا می‌کنیم) . در این نقش «با تندرو و با آذرخش»، «تمغا» ی چنکیزخان را که دقیقاً از سه گلوله کوچک تشکیل یافته بود ، باز می‌یابیم .

خاطر نشان می‌کنیم که به طور کلی بار معنایی این نشانه و قسمت اعظمی از نمادها هنوز هم در پرده‌ای از ابهام مانده است . نام‌هایی که برای هویت دادن به آنها به کار می‌برند فقط ذارای یک کاربرد سادة توصیفی هستند و هیچ نوع منظوری برای هیچ نوع تحلیلی ندارند . و اینجاست که در مکان کاملاً حساسی قرار می‌گیریم که تخیلات ما ....

ادامه مطلب ...
جمعه 27 اسفند 1389 ساعت 00:24


آرایش و نقش طبیعی


در قالی‌های دو قرن پیش مشرق زمین-که موضوع بررسی ما می‌باشد-دو مقوله را می‌توانیم از یکدیگر تشخیص دهیم که عبارتند از قالی‌هایی با نقش ملهم از طبیعت و قالی‌هایی که دارای نقوش هندسی هستند .

این تقسیم بندی به عناصری که در هریک از دو مقوله وجود دارند و قطعاً در هر دو حالت همانند می‌باشند ، مثل عناصر گیاهی که تقریباً به صورت تغییر شکل یافته‌اش کم و بیش در تمام قالی‌های مشرق زمین پیدا می‌شوند ، کمتر مربوط می‌گردد . درحالی که بیش از هرچیزی با میزان استلیزاسیون ، سلیقة طبیعت گرایانه و مشاهده واقعیت ، که تمامی آنها شدیداً مشهود هستند ، در رابطه می‌باشد .

نقش طبیعی ، ملهم از شاهکارهای ایرانی و ترکی مربوط به قرن‌های شانزدهم و هفتدهم میلادی است که از یک هنر تعلیم یافته و پالایش شده نشأت می‌گیرد . این شاهکارها در کارگاههای درباری و توسط هنرمندان و نگارگران فوق‌العاده‌ای فراهم می‌شده است . این هنرمندان و نگارگران با تزیین گل و بوته‌ای و گیاهی اشکال را به چنان کمالی می‌رسانند که نظیر آنها را در هیچ جای دیگر نمی‌توان بازیافت .

در روی تمام سطح قالی و دریک غنای کامل از تنوع رنگ گسترش پیچیده و انباشته‌ای از گیاهان را ملاحظه می‌کنیم که جزیئات آنها عبارتست از گل‌ها و برگ‌هایی با عالی‌ترن ظرافت‌ها و برگ‌های درخت خرما و نقوش ملهم از گل سرخ ، پیچک‌ها و شاخه‌هایی که به صورت اسلیمی در روی فرش پخش شده‌اند . این تزیین گوناگون ، جزیی ترین مکان قالی زمینه را که به صورت ترنج‌هایی به اشکال مختلف است پر می‌کند (ترنج‌ها معمولاً به شکل کاملاً گرد و یا گردی که به... .



ادامه مطلب ...
جمعه 27 اسفند 1389 ساعت 00:18


نقش‌ها و نمادها


مقبولیت عام و گسترش قالی کره‌ای در مغرب‌ زمین پدیدة شگفت‌انگیزی را تشکیل می‌دهد که بیش از 700 سال است تداوم دارد . بدون هیچ نوع تردیدی ، می‌بایست این پدیده را در رابطه با نقوش تزیینی این قالیها دید و علت آن را می‌توان در این عبارت یافت : در قالی ، شکل و اندازه آنها در سطوح دیگری قرار دارد . نقش در قالیها ، عصاره و افاده معنای بسیار نزدیک و صمیمی است که بین هنرمند بافنده و محیطی است که این هنرمند در آن زندگی می‌کند . بنابران ، بین شخص مشرق زمینی و مکان اقامت وی رابطه غیر مستقیمی وجود دارد که «اردمان» آن را به شرح ذیل به زیبایی و موشکافی زیادی تشریح کرده است . منشأ و خاستگاه این رابطه «با وجود اینکه قرنها از زندگی یک جانشینی می‌گذرد ، یادآور یک زندگی گذشته در زیر چادرهاست . آنهایی که چمباتمه می‌زنند ، چهار زانو می‌نشینند و یا به راحتی ، و سادگی روی تشک و متکا می‌خوابند ، نسبت به آنهایی که روی صندلی می‌نشینند و در وری تخت می‌خوابند ، رابطه مستقیم‌تری با زمین دارند . زمین به مثابه یک فضای بسیار بزرگ و خالی ، برای آنها چیزی است که هیچ وجه مشترکی با اطاق‌های ما ندارد اطاق‌هایی که با اسباب و وسایل زندگی و حصاری چون دیوارها ، خصائص طبیعی خود را از دست داده‌اند . همین امر به بهترین وجهی بیانگر آن است که چرا مغرب زمین تولیدات و محصولات قالی دیوار کوب خود را گسترش داده در حالی‌که مشرق زمین توجه خود را فقط معطوف به قالی‌هایی کرده است که اختصاص به کف زمین دارند » .

قالی‌های مشرق زمین توسط مردمان گوناگونی تهیه می‌شوند ، که دارای اعتقادات و باورهای مذهبی همگونی نیستند . ولی همین قالی‌ها که به ... .



ادامه مطلب ...
چهارشنبه 17 شهریور 1389 ساعت 12:18

نقوش تصویری


به تحقیق می‌توان گفت که قالیچه‌های تصویری یا عکسی در طی دو سده‌ی اخیر بخش خاصی از طرحهای قالی ایرانی را به خود اختصاص داده‌اند . پرویز تناولی از جمله افرادی است که به این موضوع توجهی خاص نشان داد و مطالب مفصلی از تاریخ تصویرسازی و تصویر بافی در ایران گرد آورد که بخش اعظم مطالب این بخش نتایج یافته‌ها و بررسیهای اوست . به اعتقاد وی قالی‌های عکس‌دار و تصویری در اواخر سده‌ی دوازدهم هجری قمری (هیجدهم میلادی) و به دنبال تحولاتی که در اغلب هنرهای ایرانی به وقوع پیوست به وجود آمد و به تدریج سیر تحولات و تطورات بسیاری برخود دید و ما امروز می‌توانیم سبکی جدید در تصویرسازی و صورت بافی در قالی ایران را نظاره‌گر باشیم که اگرچه از بعد مهارتهای بافندگی سرآمد اعصار است ، اما از بسیاری جهات فرش ایران را به نوع آزارنده‌ای تهدید می‌نماید که جای بحث بیشتر برای آن در این مجال نیست . براساس آثار و نوشتجات باقی‌مانده از مورخان قدیم ، تصویرسازی در قالی بافی ایران دارای تاریخی بسیار قدیمی است و در بررسی تاریخ صدر اسلام در برخی مواقع شرح کاملی از این دستبافها دیده می‌شود .


ادامه مطلب ...
چهارشنبه 17 شهریور 1389 ساعت 12:12


نگاهی به تاریخچه و دلایل نفوذ شیوه‌های اروپایی (فرنگی) در آثار و هنرهای ایران به ویژه نقاشی


همانگونه که در سطور قبل نیز گفته شد نفوذ انواع طرحهای گل فرنگ به هنرهای ایرانی از قرن یازدهم هجری به بعد قابل بررسی است و انعکاس آنها برروی طرحهای فرش ایران ، در حدود 150 سال است که شدت یافته در کنار طرحهای گل فرنگ ، جنبش تصویر سازی (به ویژه با شیوه‌ی غربی) نیز که خود به تنهایی از طرحهای مهم نگارگری ایران از زمان پادشاهان صفوی بود تشدید شد و بعدها به بافندگی فرش ایران نفوذ یافت و تصویر بافی در اقصی نقاط مراکز قالیبافی ایران رونق یافت . البته همانگونه که در بخش بعدی و در بررسی نقوش تصویری به آن خواهیم پرداخت ، الگوبرداری از شیوه‌ های اروپایی تصویرسازی به ویژه بانوان غربی از دیگر تبعات نابه هنجار نفوذ به اصطلاح هنرهای غرب به شرق بوده است . لذا برای آگاهی از دلایل و چگونگی این تأثیر و تأثرات لازم است مروری بر دوران حکومت سلسه‌ی صفویان در ایران داشته باشیم . از پی این بررسی چگونگی تأثیر پذیری نقاشی ایرانی و همچنین طراحی نقش فرش ایران از هنر نقاشی اروپایی تا حدودی روشن خواهد شد .

نخستین روابط بازرگانی و سیاسی ایرانیان با کشورهای اروپایی در زمان پادشاهی خاندان آق قویونلو (نیمه دوم سده نهم هجری) پدید آمد و سپس در دوران صفویه رو به توسعه نهاد با مسافرت نمایندگان و فرستادگان سیاسی و بازرگانان و مبلغان مسیحی و هنرمندان اروپایی ایران به ویژه تبریز و قزوین و اصفهان (پایتخت‌های صفویان) ، اعزام فرستادگان و بازرگانان ارمنی ایرانی به اروپا ،‌فرهنگ و هنر مغرب زمین در ایران رواج گرفت و روز به روز رو به فزونی و گسترش نهاد . در آغاز استقبال و آگاهی ایرانیان از فرهنگ و هنر غرب بسیار سطحی و عجولانه بود و تنها از راه اعجاب و تحسین و بطور تصادفی ، در میان مردم جایی برای خود باز می‌کرد ، ولی هرچه بر روابط ایران و کشورهای اروپایی افزوده می‌شد و هرچه اثر تمدن غربی و فرهنگ جدید در میان ایرانیان افزایش می‌یافت ، برعمق اطلاع ایرانیان از اوضاع اروپا و طرز زندگی و صنعت و هنر مردم آن سامان نیز افزوده می‌گشت . اما از آنجایی که همواره توده مردم با نفرت و بیگانگی به این گونه آشنایی‌ها می‌نگریستند و استقبال بیشتری از خود نشان نمی‌دادند ، از این رو دامنه این آشنایی و آگاهی محدود به طبقات عالی و درباریان بود و سالها طول کشید تا کم کم از راه تقلید و اقتباس ، یا براثر نفوذ کالاهای اروپایی ، در میان طبقات دیگر مردم نیز توسعه یافت و شناخته گردید . آثار توجه به هنر ، به ویژه نقاشی غربی از همان نخستین سالهای حکومت صفوی در ایران پدیدار است . در این رشته از هنر ، شیوه‌ی توجه به شکل طبیعی و شباهت به اصل و قوانین مناظر و پرسپکتیو که نقاشی ایرانی یعنی سبک مینیاتور فاقد آن بود همواره ایرانیان را دچار حیرت و اعجاب و تحسین فراوان می‌کرد و پادشاهان و بزرگان ایران زمین که بر پایه حب ذات ، علاقمند بوند پیکرهای طبیعی و حقیقی‌شان نگاشته شود و به یادگار بماند ، این سبک نقاشی را که تازه با آن آشنا شده بودند ، بسیار غنیمت می‌شمردند و در رواج آن می‌کوشیدند . چنانکه شاه اسماعیل صفوی و شاه طهماسب در همان سالها اجازه دادند که نقاشان و نگارگران اروپایی ، پرده‌هایی از چهره و قیافه حقیقی هردو آنان تهیه کنند . توجه فراوان پادشاهان صفوی به نقاشی اروپایی و آوردن پرده نقاشیهای غربی به ایران که اغلب به عنوان هدیه به شاهان و فرمانروایان ایرانی از سوی اروپاییان تقدیم می‌گردید ، رفته رفته باعث آن شد که مینیاتورسازی یا نقاشی اصیل ایرانی در زمان شاه طهماسب به منتهی درجه ترقی خود رسیده بود ، در زمان شاه عباس بزرگ رو به انحطاط گذارد و نقاشان و مصوران این زمان بیشتر وقت و همت خود را صرف نسخه‌ برداری و تقلید و تکرار صحنه‌ها و مجالسها از روی کار استادان پیشین کنند و شیوه جدید نقاشی که از طرف نگارگران ایرانی مورد تقلید قرار می‌گرفت ، جایی برای خود باز نماند ، و می‌توان گفت که در واقع در مقابله‌ای که میان شیوه اروپایی و ایرانی درگرفته بود ، شکست نصیب شیوه ایرانی گردید . به عقیده برخی از زمان شاه عباس دوم به بعد زمان اختتام هنر مینیاتورسازی در ایران بود و پس از آن نقاش قابلی که همپایه بهزاد و رضای عباسی باشد به ظهور نرسید .

ادامه مطلب ...
 1  2  3  4  5  <<